آغازسال 1388 شمسی

مبارکباد
سرزمین رویاها

مبارکباد
بزرگان به شادي بياراستند مي و جام و رامشگران خواستند
چنين جشن فرخ از آن روزگار بهمانده از آن خسروان يادگار
نوروز، جشن رهايي زمين و مردم از رنج است و آسودگي كه پس از اين رنج بر مردمان باستان آشكار ميشود دليل پيدايش نوروز شده ، ميزان ارزشمندي اين آسودگي و پيدايش نوروز در شاهنامه فردوسي به روشني آشكار است.
دكتر «حسين وحيدي»، پژوهشگر و نويسنده تاريخ ايران باستان در نشست «جشن نوروز در شاهنامه فردوسي» گفت: «روز نخست فروردينماه مردم جهان از رنج آسوده شدند و زمين نيز از رنج برآسود و از آنرو كه در اين روز زمين و مردم از رنج رهايي يافتند، اين روز، نوروز خوانده و جشن گرفته شد.»
به گفته وي نوروز آغاز رهايي از رنج و آغاز دوباره زندگي است از همينروست كه ما بر سر سفره هفتسين، نمادهاي زندگي را ميچنيم و شادي ميكنيم.
«سنجد»، گام نخست سفره هفت سين به نشانه ورود به سرزمين خرد و نداي خردگرايي و دعوت به عقل است. گام دوم، «سيب»، راهيابي به شهرسلامتي و نماد صحت، سلامت شخص و جامعه است، سومين قدم، «سبزه» رسيدن به ساحل ايثار و مفهوم آن صلاي از خودگذشتگي و ايثار است. پايه چهارم «سمنو»، دستيابي به خانه توانايي و نيايش قدرت و مبارزه با ضعف است. گام پنجم؛ «سير»، نماد و نشانه مناعت طبع و شايسته است که انسان همواره با قناعت بر جهان بنگرد. ششم، «سركه»، نماد پذيرش ناملايمات و پذيرش واقعيتهاي حيات است و گام هفتم، «سماق»، نماد و نشانه صبر، بردباري و شرط دستيابي به پيروزي و نشستن بر اريكه كاميابي، مبارزه و مقاومت است.
«وحيدي» در پايان سخنانش تأكيد كرد: «يخبندان، سرما و نمايان شدن ستاره دنبالهدار بر آسمان ايران، داستاني خيالي نيست، اين مسألهاي است كه دانشمندان امروز، آن را ثابت كردهاند و حضور آن ستاره را يادآور شدهاند.»
يكي از مراسم رايج در نوروز كه كم و بيش هنوز برگزار ميشود، مارمه نام دارد. مارمه به معناي آغاز ماه نو است پسر يا دختریا فردی از افراد خانواده كه قدمش منشأ خير و خوشي و برکت بوده با قرآن قبل از تحویل سال نو از خانه خارج می شودبه محض تحویل سال قران بدست همراه شاخه گلی مثل شکوفه هلو محلی (پِشمالی)یا شکوفه سیب یا یک دسته شمشاد به نشانه برکت و خوشبختی و شادی داخل خانه می شوند با دیده بوسی و تبریک سال نو را آغاز می کنند.
دمسپي اي كه عاشق آش ترش(ترش آش ) چهارشنبه آخر سال هستم:
همه رسوم و سنن بومي كه در حافظهها جاخوش كرده ولي در برنامههاي عادي زندگي رخت بر بسته است براي ما ياد آور خاطرات دوران كودكي، نوجواني و جواني است. پختن ترش آش چهارشنبه آخر يك سنت بود. اجرا و پايبندي به رسوم و سنن بومي براي مردم آن ديار خيلي هزينه بر نبود. بنابر اين همه خانوادهها مصمم به انجام و رعايت آن بودند.
ترش آش، مايه ترشي آن از ازگيل يا گوجه سبز بود. همه خانوادهها آن مقدار ترشي مورد نياز را براي ترشآش چهارشنبه آخر سال نگه ميداشتند و روز موعود، بوي ترشآش از در هر خونهاي به مشام ميرسيد. به به به به.......
صفا و طراوت زندگي آن دوران كجاست؟ يادمه، فقير و غني، دارا و ندار با آرامش در جوار هم زندگي ميكردند و سايه دوستي و مودد بر سيماي همه نمايان بود.
يادش بخير.
منبع وبلاگ دمس پِ:
از دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است.
آداب رسوم مازندرانیها:
در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری، علاوه برکشتی گرفتن و اسپند دودکردن، انواع آشها پخته می شود از جمله «آش هفت ترشی» که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز«گزنه آش » که یکی از سبزی های مصرفی در آن، گزنه است. اعتقاد براین است که خوردن این آش بسیاری از بیماریها و کسالتها را از بین می برد.
میلاد حضرت محمد صل الله علیه واله وسلم خاتم همه پیامبران وامام جعفر صادق علیه السلام امام هفتم مبارکباد
هر لحظه تن هایشان می لرزاند
قاضیکلا حیاط پدری و خاطرات دوران کودکی
لفور از هر نظر زیباترین هست به هرجایش نشینی دلنشین هست
شمیمش خاطر غم می ستاند نسیمش اشک شبنم می فشاند
هوا از مشک و عودآمیخته دارد هزاران کودکی فرهیخته دارد
طیوران هر طرف در طیرانند شغالان حافظان ماکیانند