تبليغاتX
لفور سرزمین من -تراچشم در راه است

لفور سرزمین من -تراچشم در راه است

سرزمین رویاها

خوشبختی را می شد در کوچه باغ ها دید!!

امروز اولین روز اونه ما(اونما) اخرین ماه سال تبری یا زمینی لفوریها هست می خواهم برگردم به سالهای نه چندان دور مردم لفور،لفوریهای عزیز توی این ماه تقریبا برنامه کاری سال اینده شان را ترسیم می کردند،آماده کردن زمینهای شالیزازی برای کشت و زرع،برنامه ریزی جهت کوچاندن گاو و گوسفندان برای حدود دو ماه دیگر به ییلاق،به استقبال عید رفتن ،دوختن لباس نو عید برای فرزندانشان ،برنامه ریزی مادران جهت پرورش کرم ابریشم و دهها برنامه ریز و درشت دیگر ،انگار مردم لفور برای چنین فصلی لحظه شماری می کردند احساس شوق و سرزندگی را می تونستی در چهره تک تک افراد لفور ببینی ،این روزها منتظر شکوفه های درختانی مثل هلی(گوجه سبز)  که با زیبائی منحصر به فردشان جلوه خاصی به طبیعت می بخشیدند بودیم روزهای افتابی در این فصل دست کمی از بهار نداشت بوی بهار را می شد کاملا حس کرد ،افسوس دیگر از ان هیاهو خبری نیست الان اکثر خانواده ها در این ماه چشمان منتظرشان به در هست و لحظه ها را شماره می کنند تا تعطیلات نوروز فرا برسه اگر فرزندانشان وقت داشتند سری هم به آنها بزنند اه که چقدر دلم می شکنه سال تحویل می شه، پدرو مادر در تنهائی،آسمون دلشون ابری می شه شروع به باریدن می کنه ولی خبری از فرزندیا فرزندانشان نیست ،آه که چقدر سخت هست پدر مادر تاب نمی ارن میرن از بچه همسایه می پرسند از بچه هاشون خبری داره یا نه! ولی نه باز خودشون را تسکین می دهند  و می گویند طفلک حتما کار داشت و گرفتار بود براش دعا می کنند.  

مادرم ای همه وجودم

 
اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم

و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم

اگر از دست من در خلوت خود گریه کردی ،

اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی

اگر زخمی چشیدی گاهگاهی در زبان من

اگر رنجیده خاطر گشتی در لحن بیان من

گناهم را ببخش مادر...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 8:52  توسط حمیدرضا  | 

ولنتاین از کجا آمد و چرا رشد کرد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 11:51  توسط حمیدرضا  | 

باز هم لفور زیبا سوته (نفت چال)

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 15:0  توسط حمیدرضا  | 

عکس زیبا از کالیکلا لفور

ارسال از طرف یکی از بینندگان لفور نیوز بدون ذکر نام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 11:46  توسط حمیدرضا  | 

شعر محلی مازندرانی از استاد حجت الله حیدری نفت چالی

گِته مِه ذهنِ جه ،یُور بورده قدیمای ِ خِشی
بُورده مِه خاطر جا ،اون همه آواز و سرود
گِته دیگه مِره خُونش دنی یه
" ترز ِ" بلبل و برمه؟!
من کِجه ،برمه کجه؟!
دیگه اون وَلگِ سما، خونِشِ وارش
دَره لَس لَس شونه مِه خاطرِِ جا
دَیمه "لوشکا " ملج تِک
مِه نفس تازه،مِه دل مَشتِ امید
ناشتِه فرقی مِه پَلی،شو یا روز
وارشی ،آفتابی
اون " تِرِز" پِر بیه مِه خونِش وسوت
مِه دهون بوی خدا دا ،دل وجان بوی امید
بال وپَر بوی اناریجه و اوجی و زولنگ
منا غِرصه،منا بِرمه؟

....


اِسا من، سر خِنه نیمِه، کِجه شومه ، کِجه دَرمه
دیگه اون محله کَش،گوی چِمر هم نِنه مه یاد
عمه و خاله یِ پَنٌُونی دَوسٌِن بُورده
سینه پوش با ونِه انگِل بَزه پول
یا مثلِ نقره کلای دَده گل

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 9:4  توسط حمیدرضا  | 

خاتمی آمد

با جدیت نامزدی خود را اعلام می کنم

سید محمد خاتمی ساعاتی قبل در کنفرانس مطبوعاتی که همزمان با افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز برگزار می شد، رسماً تصمیم خود را برای نامزدی در انتخابات آینده ریاست جمهوری اعلام کرد.
سید محمد خاتمی در این کنفرانس مطبوعاتی که در محل دفتر مجمع روحانیون مبارز برگزار می شد به خبرنگاران رسانه های مختلف گفت:
"من در اینجا با جدیت نامزدی خود را اعلام و تأکید می کنم که از ابتدا تا کنون، برخلاف آنچه گفته می شده هیچ تردیدی نداشتم. البته اعلام نامزدی من به منزله تعیین کردن جای دیگران نیست"

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 23:54  توسط حمیدرضا  | 

زمستان لفور و حیاط پدری

قاضیکلا لفور عکس از محمد اسدی
+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 23:52  توسط حمیدرضا  | 

حاج آقا مومنی (درزی)بزرگ خاندان مومنی ها به ملکوت اعلی پیوست

ملا طهماسب مومنی (درزی)فردی متقی و پرهیزکار و عالمی وارسته،و شخصی تاثیر گذار در حوزه مذهبی و اعتقادی در منطقه لفور خصوصا برای اهالی نفت چال و بورخانی بود ایشان شخصی بی تکلف وساده و صمصیی بود دوشنبه بعد از ادای فریضه نماز صبح به ملکوت اعلی پیوست.این ضایعه را به همه مردم لفور خصوصا اهالی نفت چال و بورخانی و فرزندان ان مرحوم تسلیت می گویم و از خداوند متعال علو درجات را برای ایشان خواستارم.

 مطلبی از دوست عزیز نفت چالی ام در مورد آقای مومنی:

ارتحال عالم متقي حاج آقا مومني كه عمر شريف خود را در راه ترويج احكام ديني سپري نموده فقدان اين عالم بزرگ را به خاندان محترم مومني و اهالي شريف و قدر شناس نفت چال و بورخاني تسليت مي گويم
در كوران محروميت منطقه لفور این افراد هاديان و مشكل گشايان مسايل ديني مردم منطقه بودند و چون فقيهان مي زيستند وي بي شك درمجتهدي مسلم و عالمي واقف به اوضاع حال بوده و با كمال قدرت تمام مسايل ديني مردم را پاسخگو بودند ،
و فردي بي ريا و با خلاص عمل بودند فقدان اين عالم جليل القدر ثلمه اي جبران ناپذير بر منطقه بوده و اميداست فرزندان آن عزيز بويژه آقا محمد رضا بتواند با حضور در مجامع محلي خلا وجودي ابوي محترم را پر نمايند انشالله

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 12:46  توسط حمیدرضا  | 

اولين مسابقه وبلاگ نويسي شهرستان سوادكوه برگزار شد

اولين مسابقه وبلاگ نويسي شهرستان سوادكوه با شكوه تمام و معرفی ده وبلاگ برتر برگزار شد

اخبار تكميلي را بخوانيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 18:31  توسط حمیدرضا  | 

جشن تولد

وبلاگ” لفورسرزمین من ترا چشم در راه است” یکساله شد

تاریخ تولد:دوشنبه 15 بهمن 86 ساعت دو سی شش دقیقه بعد از ظهر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 0:12  توسط حمیدرضا  | 

نکته

خدايا تو مي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است . چه رنجي مي کشد آن کس که انسان است واز احساس سر شار است

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 16:56  توسط حمیدرضا  | 

نیایش دکتر علی شریعتی

• رحمتی  کن تا ايمان نام و نان برايم نياورد.

• قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ايمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنيا را ميگيرند و برای دين کار می کنند و نه از آنها که پول دين را ميگيرند و برای دنيا کار ميکنند!

• مرا ياری ده تا جامعه ام را بر سه پاية «کتاب، ترازو، آهن» استوار کنم و دلم را از سه سرچشمة «حقيقت، زيبائي و خير» سيراب سازم!

• در برابر هرآنچه انسان ماندن را به تباهی ميکشاند، مرا با «نداشتن» و «نخواستن» روئين تن کن!

• مرا از همه فضائلی که به کار مردم نيايد محروم ساز!

• مگذار که ايمانم به اسلام و عشقم به خاندان پيامبر مرا با کسبة دين، با حملة تعصب و عملة ارتجاع هم آواز کند!

• تا به رعايت «مصلحت» «حقيقت» را ذبح شرعي نکنم!

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 11:33  توسط حمیدرضا  | 

سخنان پند آمورز

بزرگی را گفتند کلامی بیاموز که در وقت شادی غم را و به وقت غم شادی را بیادآورد

وی بگفت:

.....واین نیز بگذرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 10:8  توسط حمیدرضا  | 

بهمن 86 قاضیکلا لفور

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 1:21  توسط حمیدرضا  | 

زیبائی ،عظمت، آرامش ولحظه ای سکوت!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 0:43  توسط حمیدرضا  | 

شعری ازاستاد کیوس گوران سوادکوهی

اتّا دَریو برمه دارمِه،مره مَشتَسه نواجش (یک دریا گریه دارم، پراز ناله و نوا)

هولِ این دارمه بِوارم،جایِ اَثری خون بِیهِ چِش( می ترسم ببارم وخون جای اشک از چشمانم سرازیر شود)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 0:25  توسط حمیدرضا  | 

زمستان قاضیکلا لفور

+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 18:2  توسط حمیدرضا  |