سرزمین رویاها
زندگی مثل یه امتحان می مونه. هی می نویسیم هی تصمیم می گیریم که پاک کنیم.
بعضی چیز ها پاک می شن، اما بعضی چیز ها هیچ وقت پاک نمی شن. ما هم یا داریم چیز هایی را می نویسیم که فردا شاید آنها را پاک کنیم، یا در حال کلنجار رفتن با برگۀ امتحان هستیم، تا بلکه بتوانیم جواب هایی را که قبلا در درست بودنش شک نداشتیم را از برگۀ امتحانمون پاک کنیم.
اما غافل از اینکه ناگهان عزرائیل فریاد می زند: "برگه ها بالا...."
وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟ زود دستمو بالا گرفتم گفتم: يک بخش...
اما از وقتي تورو شناختم فهميدم عشق سه بخشه:
عطش ديدن تو،
شوق با تو بودن،
و اندوه بي تو بودن.
دوستان عزیز لفوری هرگونه اطلاعات در خصوص وجه تسمیه روستاهای لفوردارند را برای ما ارسال فرمایئد.
ای میل:laforee@yahoo.com
منظومه عاشقانه شاباجي به منطقه سوادکوه تعلق دارد."شاه باجي جعفري"بين سال هاي 1255 تا 1260 شمسي در روستاي "دهکلان"لفور به دنيا آمد.
در ييلاق گالش بچه اي به نام"ملاخان جان حيدري"دلباخته شاه باجي مي شود.در همين گير و دار "عبدالعلي خان پهلوان"به خواستگاري باجي مي آيد.
شاباجي جاافتاده به عقد پسري 16 ساله درمي آيد.تفاوت سني اين دو نفر سبب مي شود که بعدها شوهر باجي دوباره ازدواج کند.منظومه عاشقانه شاباجي سروده همان گالش بچه عاشق است.
اي دادا بيدادا اي برادرون (اي برادرها فرياد مرا بشنويد)شاه باجي نازدار مه چنه مهربون (شاه باجي ناز دار من چقدر مهربان است)
اسپه دسا بال ا صورت شير و خون(دستهايش سپيد و صورتش گلگون است)
قد بلن بالا و مه چنگ ميون[1](بلند بالا و كمر باريك است)
كمند گيس آ ترز مازرون(كمند گيسوي او ترز مازندران است)
ته اسپه گندم من اسپه آرد نون(تو گندم سفيد و من آرد سفيد هستم)
ته منه خرش ا عسل ا راغون (تو خورش و روغن و عسل من هستي)
ته سور چنار و من ته ساهه بون(تو چون چنار بلند و من سايهبانت هستم)