سرزمین رویاها
این روزها داریم نزدیک می شیم به سالگرد زلزله تابستان ۱۳۳۴ که برای بعضی خانواد ها خاطرات تلخی را به همراه دارد خدا رحمت کند در گذشتگان زلزله سال ۱۳۳۴ تمام روستا های لفور را ،پدر خدابیامزرم همیشه از ان سال به تلخی یاد می کرد و می گفت خسارات سختی به مردم وارد شده است،مردم مستضعفی که برای تهیه قوت لایموتشان دچار مشگل بودند هم خسارات مادی متحمل شدند هم خسارات جانی و معنوی ولی راضی بودند به رضای الهی هرگز دچار ضعف و سستی وتنبلی نشدند.
یادو خاطره آن عزیزان را گرامی می داریم و برای رفتگان طلب مغفرت می کنیم
بر خلاف همه دوستان ما تعطیلات نفس گیر پنج روزه را در تهران ماندیم تعطیلات تهران هم وقتی همه به سفر می رند خودش حکایتی دارد خیابانهای خلوت وبدون ترافیک هوای پاک و سالم کوهها نمایان،واقعا زیبائی خاص خودش داره ،روز جمعه بعد از استراحت مطلق سه روزه تصمیم گرفتیم جهت تلطیف روحی به زیارت امام زاده صالح تجریش بریم یک ساعت قبل ازظهر به امام زاده رفته و بعد از انجام دعا و زیارت وادای نماز ظهر به سمت منزل حرکت کردیم مثل همیشه دورزدن در بازار روز تجریش خالی از لطف نبود هم دیدن میوهای رنگارنگ این فصل و هم خرید، البته ما به دنبال خرید یه چیزی بودیم که دو سه سالی اونودر بازار تجریش پیدا کردیم و خریدیم و اون چیزی نبود جز کولک (گلپر) البته نه گل اون بلکه ساقه اش که برای ما لفوری ها چیزی جز خاطره و طعمی از زندگی نیست اونائی که لفوری اند و ییلاقی می دونند کولک و الرزی به فتحه الف بخشی از زندگی ماست که فقط یکبار یا حداکثر دوبار در سال خوردن آن تکرار می شود چقدر بوی کولک مسحور کننده است برای ما ، بهرحال ما امسال هم موفق به خرید کولک شدیم و خاطره چیدن کولک والرزی کوچ چال دره را زنده کردیم و با شادی زائد الوصفی به منزل برگشتیم ،جای تان خالی!!!
نخ ریسی سنت دیرینه مردم لفور –چل(chal ) ریسی
یکی از هنرهای دستی مادران ما در لفور نخی ریسی به روش سنتی با چل (chal ) می باشد معمولا خانواده ها در اواخر تابستان مخصوصا کسانی که به ییلاق می رفتند اقدام به تهیه پشم گوسفند می کردند( معمولا برای تهیه پشم گوسفند لاکومی ها یکی از جاهائی که می رفتند ییلاق دراسله بود ) پشم ها ابتدا شسته می شدند و بعد از شستسو باید عمل حلافی (بچ کلسن- bech kelessan) رویش انجام پذیرد تا اماده ریسیدن شود معمولافصل پائیزوزمستان خانمهای خانه کار بیرونشان کمتر بود در گیر این کار می شدند بعد از آماده شدن پشم ،خانمها با دستگاه ریسندگی کوچکی بنام چل (chal ) آنرا تبدیل به نخ می کردند چل ریسی معمولا در پائیز و زمستان مرسوم بوده واین نخها رابرای بافت پتو وجاجیم و... وچیزهای دیگر اماده می نمودند بعد از اماده نمودن نخها دریک روز افتابی ،با خبر کردن خانمهای وارد به تنیدن کار (آماده سازی تار پود بافت پتو یا جاجیم) اقدام به آماده کردن کار جهت بافت می کردند بعد از تنیدن کار که واقعا فنون و مهارت خاصی را طلب می کرد جهت نصب در کرچال (گارگاه کوچک بافندگی که در ایوان هرخانه روستائی وجود دارد) اماده می شد بعد از نصب در کرچال مادران ما در سرمای زمستان ساعتها وقت را مصروف بافتن می کردند تا این دست رنج را تقدیم به دختران دم بختشان جهت جهیزیه یا تقدیم به عروس خانه یا جهت استفاده شخصی اماده کنند تار پود این محصولات سرشار هست از احساس مادران ما که در هنگام بافت معمولا شروع به نواجش می کنند نواجش انها گاهی بقدری محزون هست که دل هر کسی را بدرد می آورد انگار کرچال محل واگوی درد دل های ناشنیده بود
عکاس آقای جمشیدی
این تصویر برای همه دوستانی که از قاضیکلا و تپه سر به مدرسه نفت چال می امدند خیلی آشناست آخه اون ساختمان زرد مدرسه نفت چال هست و این سنگ فرش هم حاصل زحمات پدران و درگذشته گان ماست. (خدارحمت شان کند)
خاطره جالبی که از این محل دارم اینه ، یک زمانی اینجا کنار پل زمستانها خیلی گل بود تا نصف چکمه(تا ساق) فرو می رفتیم وبه سختی تردد می کردیم یادش بخیر اسب بیچاره مشهدی گل علی(خدارحمتش کنه) توی گل همینجا فرو رفت ونتونستند نجاتش بدهند بعدازچند روز مرد.
عکس در سایز اصلی
کاتی ( پله چوبی)
یادش بخیر بچه که بودیم با کاتی (پله چوبی) پشت بوم می رفتیم برای گرفتن گردو چقدر دود می خوردیم و با چشمان اشک آلود پائین می آمدیم آخه پشت بوم خونه های شمال خصوصا روستا ها که شیرونی هست با اتیشی که داخل خونه ها بخاطر پخت وپز روشن می کردند همیشه پر دود بود.
اینده مردم لفور خصوصا جوانان بعد از بهره برداری از سد چکونه خواهد بود
قطعا بعد از بهره برداری از سد شرکت های سرمایه گذار زیادی هستند که بخواهنددرمنطقه سرمایه گذاری در خصوص توریسم بکنند چون همه چیز لفور زیباست و منحصر بفرد برای جذب توریسم،چرا باید بیگانه از لفور بعدازتحمل اینهمه رنج توسط مردمان لفور بهره ببرد و لفوری در حسرت نگاه آن یا بعنوان گارگر زیردست سرمایه داران تحقیر شود بنده در یک جلسه تقریبا عمومی ار آقای جمشیدی فرماندار محترم سوادکوه که از قضا ایشان اهل پاشاکلا لفور هستند خواستم هر شرکت یا شخصی که خواست در این خصوص سرمایه گذاری کند حتما یک شریک لفور ی باید داشته باشد و این یک پیشنهاد بود که نیاز به کارکارشناسی دارد از دوستان لفور ی خواهشمندم در این خصوص هر پیشنهادی دارند حتما اظهار نمایند تا در جلسه ای خاص در حضور مسئولین سوادکوه و استان حتی بالاتر قرار گیرد و به منصه اجرا برسد