تبليغاتX
لفور سرزمین من -تراچشم در راه است

لفور سرزمین من -تراچشم در راه است

سرزمین رویاها

دیار دوست نفت چال

از دیار دوست چه خبر!!!!!!!                 تصویر اصلی را ببینید

از یاران قدیمی ام چه خبر ،عجب زندگی شده ،زمانی در این فصل برای بیشتر با هم بودن جهت کوچ به ییلاق لحظه شماری می کردیم ولی الان فقط برای فرا رسیدن ماه محرم وشب و روز عاشورا جهت دیدن هم لحظه شماری می کنیم من که خیلی دلم هوای دوستان بی ریایم را کرده خیلی دلتنگشان هستم افسوس که بیخبر از خیلی ها، فقط با بعضی ها از طریق همین دنیای مجازی ارتباط دارم باز هم خدار را شاکرم گاهی دست نوشتهایشان را می بینم چقدر مشعوف می شوم دوست داشتم اگر تلفن همه را داشتم حداقل یک احوالپرسی با آنها می کردم ،بهر حال به امید روزی هستم بتوانم با همه دوستان ارتباط برقرار کنم و جویای حالشان بشوم

بقول دوست عزیز نفتچالی ام:

حالا باید بگم که آرزو بر میانسالان عیب نیست. من هم آرزویم همینه ، براي يك بار هم كه شده دوستان قديمه‌ام را يكجا ببينم. براي نيل به اين آرزو بايد خيلي كار كرد برنامه چيد و خلاصه جا و مكان همه چيز را بايد تدارك ديد تازه اگر بشه همه آن عزيزان را در يك جا جمع كرد . بعضي وقتها اتفاق ميفتد كه عده‌اي از دوستان را ملاقات كنم آنهم متاسفانه در مجالس ختم و عزا كه اصلاً مجال و روحيه خوش پش نيست . خوب اين را ميدونم يا اون ضرب‌المثل معروف كه هركه طاووس خواهد.....
اما طاووسهاي من در هندوستانها پراكنده‌اند.
البته آمدن‌وسرزدن به اين وب‌ها و يكي دو كلمه از هر دري نوشتن هم ميتونه تسلي خاطر شه ، اما گويا عده‌اي ازدوستان يا در جريان نيستند و يا كم حال و حوصله‌اند گذرشان را در اين وب‌‌ها مشاهده نميكنيم چون كم نظرند
.

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 15:49  توسط حمیدرضا  | 

قاضیکلا

 یادش بخیر آنروزها در فصل بهار قاضیکلا، بعد از فراغت از درس بچه ها گرد هم می امدیم هرگز از بازیهای کودکانه سیر نمی شدیم نمی دونم روز چقدر بسرعت سپری می شد و شب چقدر دیر می گذشت دلمان برای بازی روی سبزه ها لک می زد .  

 

 

                                                                                    مشاهده عکس درسایز اصلی

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 13:35  توسط حمیدرضا  | 

پائین سد البرز روستای پاشا کلا

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 13:24  توسط حمیدرضا  | 

در مقام حضرت فاطمه

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید
نشناخته توصیف مقامش نکنید
هر کس که درو محبت زهرا نیست
علامه اگر هست سلامش نکنید....

نوشته  شده توسط دنیا (کیجا بابلی)

+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 8:59  توسط حمیدرضا  | 

ورودی نفت چال از دارکلا (پائین محل)

+ نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 0:55  توسط حمیدرضا  | 

آخر هفته خنک برای همه همولایتی های عزیز ودوستان بیننده (لفور)

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 13:21  توسط حمیدرضا  | 

سخن روز

اگر روزی مقام تو پائین آمد ناراحت نشو،زیرا خورشید هرروز هنگام غروب پائین می آید و بامداد روز دیگر بالا می آید.

                                                                       افلاطون

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 19:53  توسط حمیدرضا  | 

تپه روبرو روستای لفورک خالی از سکنه داخل سد البرز

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 11:52  توسط حمیدرضا  | 

معصوم زادگان واقع در دهستان لفور

                                                             

نام آستانه

محل

آدرس

آستانه مباركه امامزاده زكريا (ع)

اسبوكلا

جاده كارسنگ- اسبوكلا

آستانه مباركه امام زاده يحيي (ع)

اسبوكلا

آستانه مباركه امامزاده علي (ع)

چاكسرا

جاده چاكسرا كفاك انتهاي روستا

آستانه مباركه امامزاده محمدمهدي (ع)

ميراركلا

استانه مباركه امامزاده محمدمهدي

آستانه مباركه امامزاده نايب(ع)

پاشاكلا

استانه مباركه امامزاده نايب

آستانه مباركه امامزاده كمالين (ع)

نفت چال

 ناحيه جنگلي حومه روستاي نفتچال

آستانه مباركه امام زاده سيدمحمدآل كيا(ع)

نفت چال

خيابان اصلي محل نفت چال

آستانه مباركه امامزاده  سه تن بزرگوار

گزو

 قلب جنگل زیبای پرتاس

آستانه مباركه    امامزاده گزو

گزو

جاده كارسنگ- قلب ناحيه جنگلي گزو

آستانه مبارکه امام زاده سید علی آل کیا  (ع)

امام كلا

 روستای امام کلا

+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 20:14  توسط حمیدرضا  | 

تاریخ امام زادگان

امامزاده‌، فرزندان‌ يا فرزندزادگان‌ ائمه‌ اطهار(ع‌) است‌ و اصطلاحا" از باب‌ ذكر حال‌ و اراده‌ محل‌، به‌ مدفن‌ و مزار متبرك‌ آنان‌ و بزرگان‌ سادات‌ كه‌ در سراسر شهرها و روستاهاي‌ ايران‌ پراكنده‌ است‌، اطلاق‌ مي‌گردد.
مهاجرت‌ سادات‌ حسني‌ و حسيني‌ به‌ نقاط‌ امن‌ سرزمين‌هاي‌ شرقي‌ اسلامي‌ از همان‌ صدر اسلام‌ در حكومت‌ جابرانه‌ امويان‌ و خاصه‌ در عهد حجاج‌ بن‌ يوسف‌ خون خوار و تسلط‌ او بر عراقين‌ از سوي‌ امويان‌ (95 75 ق‌.) كه‌ بيدادگري‌ها و سفاكي‌ها نسبت‌ به‌ فرزندان‌ علي‌(ع‌) روا مي‌داشت‌، آغاز شده‌ بوده‌ است‌. از نظر كلي‌ اين‌ مهاجران‌ بزرگوار را به‌ چهار گروه‌ مي‌توان‌ تقسيم‌ كرد:
 
+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 23:47  توسط حمیدرضا  | 

صنایع دستی لفور

صنایع نساجی

صنایع دستی نساجی در لفور قدمت زیادی دارد.هر لفوری هنرمند در منزلش گارگاهی کوچک بنام کرچال(کچال) دارد درفصل زمستان یا ایامی که خانم خانه فرصتی پیدا می کند به ایفای هنر می پردازد از جمله چیز های مهمی که در این گارگاه کوچک بافته می شوند عبارتند از:

  ،چادر شب ،شمد، پتو پشمی ،روفرشی ،حوله و جوراب پشمی،نخریسی،جاجیم، و.... مادران ما هنگام کار در کرچال معولا یاد دلتنگیهای خودشان می کنند و شروع به نواجش (خواندن با حزن) می کنند اگر کسی شنونده این نواجش باشد می تواند به دل پر درد آن خواننده پی ببرد (مادران ممکن است جوانی از دست داده باشند یا مسافری در سفر داشته باشند یا دلخوری از کسی داشته باشند )

ضمنا نمد مالی نیز حرفه بعضی از مردما ن لفور بوده است

صنايع چوبي:

صاحبان پيشه و فن همواره با عشق به زيبايي و سايل مادي زندگي را خلق كرده اند . دستان توانمند هنرمند ذهن  مستقل و پويا وانديشه جستجو گرش مجموعه اي ديدني و سزاوار تحسين را به يادگار گذاشته است . مهم ترين  آنها عبارتند از :

در ضريح ، صندوق مزار:

از قرن پنجم تا هفتم ه.ق. هنرمندان منبت كار با استفاده از شيوه قاب و گره ، طرح هاي نو آفريده از قرن هشتم هجري نمونه هاي فراواني از رسم و عناصر هندسي و اشكال نباتي و گل و بته روي منبرهاي چوبي، صندوق مزارامام زاده ها، در و پنجره و رحل قرآن باقي مانده است.ازاوايل قرن نهم هجري اين هنر رونق ويژه اي يافت و صنعتگران موفق شدند در اثار خود با به كارگيري انواع خطوط نمونه هاي ارزشمندي را بيافرينند كه اكنون زينت افزاي مرقد  امامزادگان و بزرگان ديني است.پنجره هاي زيبا و خوش نقش و نگار چوبي كه نشانه نور و روشنايي است با استفاده از هنر گره سازي و نقش هاي هندسي سه گوشه و چهار گوشه، ستاره هاي چهار پر و هشت پر و و درنهايت شيشه هاي رنگين پيشاني و رواق بناها راآذين مي بخشد

لاك تراشي :

لاك تراشي در مناطق روستايي و جنگلي مورد توجه پيشه وران هنرمندان بوده و انواع سازه هاي آن براساس نياز زندگي روزمره رشد يافته است. روستاييان ساكن مناطق جنگلي درگذشته بيشترين نيازهاي خود را از چوب تهيه مي كردند و در ساخت لوازم چوبي از مهارت خوبي برخوردار بودند.استادكاران بااستفاده از ريشه و تنه درختان بدون بهره گيري از ابزار كار امروزي ظروف چوبي مانند:جوله، كلز، دنپاج،کچه،کترا،تولیدمي كنند.هنر لاك تراشي يك كار ابتكاري است و جنگل نشينان با شناختي كه از انواع درختان جنگلي دارند براي ساخت مصنوعات چوبي از ريشه و چوب درختان خاصي با استفاده از ابزار كار بسيار ابتدايي استفاده مي كنند.درختاني كه از چوب آنها براي اين كار بهره مي گيرند افرا، راش، ملج، توسكا، ممرز، شمشاد ، نم دار و انجيلي است. ظروفي كه از ريشه درختان تهيه مي شود سبك تر و در مقابل سرما و گرما مقاوم تر است ترك بر نمي دارد و در اثر ضربه به سادگي نمي شكند لاك تراشان معتقدند ظروفي كه از ريشه درختان تهيه مي شود، اگر خوب نگه داري شود عمر مفيد آنها حداقل بالاي صد سال خواهد بود . در صورتي كه لوازم تهيه شده  از ساقه و تنها درختان همين خاطر در گذشته لاك تراشان لوازم مورد نياز در منزل را از ريشه تحتاني ريشه هايي  كه از ساقه با شيب ملايمي در خاك نفوذ كرده اند استفاده كنند زيرا به نظر آنان قسمت تحتاني اين نوع ريشه ها كمتر در معرض برف و باران قرار داشت.برخي از ظروف چوبي كه در مازندارن كاربرد دارد عبارتند از :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 13:34  توسط حمیدرضا  | 

ضرب المثل مازندرانی

آدم بي مارو خاخر تونّه دوّه بي همسايه نتونده

انسان بدون خواهر و مادر مي تواند زندگي كند اما بدون داشتن همسايه خوب زندگي مشكل است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 12:59  توسط حمیدرضا  | 

اغاز تاریخ طبری

آغاز تاريخ تبري همزمان با سال 31هجري است.پس از در گذشت يزدگرد سوم،اسپهبد گيل ژاماسبي پادشاه طبرستان براي آيين نياكان خود پرچم استقلال برافراشت از آن زمان تاريخ نوين مازندران پس از ظهور و گسترش اسلام در اين سرزمين آغاز گشت هر سال تبري به  چهاربخش،بهار،تابستان،پائيز،زمستان تقسيم مي شود هر سال داراي دوازده ماه  است و هر ماه سي روز مي باشد كه به اضافه پنج روز پتك مي شود.در سال چهارم يك روز به پتك افزوده مي شود و نام آن شيشك است آغاز هر سال تبري از نخستين روز از فردينه ماه يعني برابر با3 مرداد ماه شمسي و25جولاي ميلادي است

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 14:9  توسط حمیدرضا  | 

تقویم محلی یا تقویم طبری

 

باستانی

طبری

لفوری

فرس قديم

 

 

بهار

 

 

فروردین

 

سيوما

اركماه

آبانماه

آذر

اردیبهشت

 

کرچ ما

دماه

اذر ماه

دی ماه

خرداد

 

هرما

وهمنماه

دی ماه

بهمن ماه

 

 

تابستان

 

 

 

 

تیر

 

 

تیرما

سالماه

بهمن ماه

اسفند

مرداد

 

مردال  ما

سياه ماه

اسفند ماه

فروردين ماه

شهریور

 

شییرما

كرچ ماه

فرودين ماه

 

 

پائيز

 

 

 

مهر

 

میرما

حرماه

ارديبهشت ماه

خرداد

آبان

 

اونما

تيرماه

خرداد

تِير

 

آذر

 

 

ارکما

مردال‌ماه

تير

مرداد

 

 

زمستان

 

 

 

 

دی

 

دما

شييرماه

مرداد

شهريور

 

بهمن

 

وهمن ما

ميرماه

شهريور

مهر

اسفند

عیدما

اونما

مهر

آبان

توضیح:

در خصوص اختلاف نامگذاری ماهها با توجه به اینکه تقویم فرس قدیم یاطبری به چند روایت یا چند شکل استفاده می شوددر هر منطقه ای با روش خاص خودشان محاسبه می کنند  حرف دوست عزیزم آقای نفت چالی هم صحیح می باشدآقای مصباح زاده شروع فصل بهار فرس قدیم را ازتاریخ ۲۴ مرداد محاسبه کردند 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 14:6  توسط حمیدرضا  | 

آینده لفور

معاون ميراث فرهنگي مازندران:
تعدادي از روستاهاي بکر منطقه لفور سوادکوه در حال نابودي است

مرکز مطالعاتي موزه ميراث روستايي مازندران با محوريت اکوموزه و موزه انسان و بوم در قالب دو گروه در شرق و غرب استان مازندران آغاز به کار کرد.
به گزارش ايسنا، مهدي ايزدي، معاون ميراث فرهنگي اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري مازندران با اعلام خبر فوق گفت: اين مرکز با هدف احياي فرهنگ روستايي استان، شناسايي و حفظ تيپ هاي مسکن سنتي (بومي) منطقه ، شناسايي فنون سنتي ساخت و ساز جذب توريسم و اشتغالزايي با مشاغل سنتي شروع به کار کرد.
وي افزود: اين گروه در حال حاضر مشغول به انجام مطالعاتي در خصوص ويژگي هاي اقليمي استان، تقسيمات اقليمي گونه هاي مسکن روستايي اقليم هاي مختلف به تهيه مجلدي در اين زمينه پرداخته است.
معاون ميراث فرهنگي استان مازندران گفت: براساس مطالعات انجام شده و اولويت بندي مناطق، روستاهايي که در معرض نابودي هستند از درجه اول اهميت قرار دارند ، از جمله منطقه لفور سوادکوه است که به لحاظ ايجاد سد خاکي البرز، تعدادي از روستاهاي بکر آن با معماري بومي منحصر به فرد در حال نابودي است.  ايزدي خاطرنشان کرد: فعاليت مطالعاتي در منطقه لفور از روستاي گشنران(گشنیان) با بررسي بافت روستا و معابر آغاز شد و به دنبال آن گونه هاي با ارزش معماري بومي و سنتي مسکن صورت گرفت به طوري که چند نوع مجموعه مسکوني روستايي مستندسازي شد و مطالعه روستاهاي ديگر اين منطقه نيز در دستور کارگروه قرار گرفت.
وي گفت: منطقه لفور يکي از دهستان هاي ششگانه شهرستان سوادکوه است که از 29 آبادي و روستا تشکيل شده است.
در کاوش هاي باستان شناسي منطقه لفور تپه اي تاريخي مربوط به عصر آهن کشف شد که اين خود نشان دهنده قدمت اين منطقه است.

منبع:روزنامه مردم سالاری شماره ۱۶۲۰

معرفی اسامی روستاهای لفور

  

كالي كلا 

حاجيكلا 

آغوزبن 

كفاك 

خرچاك 

اسبوكلا 

گالش كلا 

درزيكلا 

افراسي 

گشنیان 

دهكلان 

امام كلا 

لفورك 

ريكو 

اميركلا 

لودشت 

رييس كلا 

اوبن 

مرزيدره 

سنگ سي 

چاكسر 

ميراركلا 

شارقلت 

پاشاكلا 

نفت چال 

عالمكلا 

تمر 

بورخاني 

 

غوزك رودبار 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 13:38  توسط حمیدرضا  | 

زیبائهای پایان ناپذیر لفور

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 12:48  توسط حمیدرضا  | 

نشاء برنج

یادش بخیر بیاد میآورم چنین روزهائی راکه مردم لفور آماده می شدندبرای کشت نشاء برنج ،تیمجارها اگراز تعرض پرندگان درامان مانده باشند باید کم کم آماده برداشت نشاء می شدند این روزها دختران یا همان دسمره های خانه به همراه مادرانشان به همراه بعضی از مردان که بلدهستند باید آماده نشاء کاری بشوند،در چنین روزهائی همه شالیکاران بعنوان قرضی با برنامه ریزی با توجه به زودرس ویادیررس بودن نشاء وتقدم وتاخر درکشت نشاء بهم کمک می کنندهیجان نشاء کاری واقعا دیدنی است تا چشم کار می کند زنان و مردان دوشادوش هم مشغولند در این بین یکی دو دختری که مهارت کمتری دارند وظیفه نگهداری از خردسالان و کودکان و آشپزی را بعهده دارند البته با نظارت یک نفر با تجربه که هم مسئولیت نشاء کاری وهم هدایت آین دختران را بعهده دارد مردم این مرزوبوم با کاشت بوته بوته نشاءبرنج در واقع با امید به حصول روزی حلال وقوتی لایموت جهت گذراندن زندگی به مدت یکسال را در ذهن  مرور می کنند،آنها عاشقانه می کارند وبه فصلی پرمحصولی می اندیشند آگر مشکل آب یا تعرض جانوران یا بلایای دیگر آنان را تهدید نکند آنها دراندیشه وجین اول و دوم و شب پائی و بالاخره درو هستند چقدر لذت بخش است فصل درو ،کشاورزان دسترنجشان را با عشق برداشت می کنند آنان برای دانه دانه برنج احترام قائل هستدوآن را موهبت الهی می دانند خدایا به آنان برکت بده .

افسوس همه اینها خاطره بودو بس، دیگر از کاشت و وجین و برداشت خبری نیست دیگردر زمینهای ناش وبند پشت اثری از ان شیرزنان وشیرمردان نیست دیگر عصرها کشاورزان با اخلاص را در سربالائی وساله وورشت وتونهن نمی بینیم دیگر نگران کم آبی وخوک و شوپه نیستیم دیگر بدنبال کایر نمی گردیم ،می دانم زمینهای ناش و بند پشت برای هیاهوی این مردان و زنان بی تابی می کنند ولی نمی دانند چند صباحی دیگر هرگز نمیتوانند نفس بکشند همانگونه که صاحبان انها هم نمی توانند نفس بکشند دیگر کسی نیست با انها حرف بزند و درد دل کند فرزندان آن سرزمین کجایند که وارثان حقیقی آن پدران باشند .

مراحل آماده سازی زمین شالیزاری به قلم دوست عزیز نفتچالی ام:

مرز وكلو دو مرحله از آماده سازي يك زمين شاليزاري است كه يك كشاورز برنجكار مي بايست به آن بپردازد. مرزگيري معمولاً از اواسط فروردين ماه شروع ميشه و با فرصت و دقت لازم به پايان ميرسد در پايان ماه فروردين نيز تيم و تيمجار را آماده ميكند. تيم و تيمجار از حساس‌ترين قدم كشت يك سال كشاورز است كه همه تلاش و سعي اين است كه تيم در تيمجار(خزانه) سبز شود وبه مرحله نشا برسد. تيمجار هم قبل از پاشيدن تيم(بذر) بايد آماده شود و با تزريق كود شيميايي و حيواني و برگ گياهان و بعضي از بوته‌هاي بهاري مثل پهلم و چماز كاملاً اشباح شود. همه اينكار ظرف مدت يك هفته انجام ميشود.برنجكاري يك كشت كاملاً آبي است و بيش از 5سانت از سطح گل ، ساقه آن بايد توی آب باشد اين وضعيت تا خوشه داد نشا بايد ادامه داشته باشد. آب زمينهاي برنج يا به عبارتي زمين شاليزاري از طريق كيله يا نهر تامين ميشود ، بدين صورت كه در مسير رودخانه و يا ازمحل سرازير شدن آب از چشمه‌هاي خود چوش منطقه كه در ارتفاع مناسبي نيز قرار دارد كيله يا نهر ايجاد ميشود. شروع آن ازمحلي است كه سر آمد آب باشد و امتداد آن نيز در جايي از زمين كشاورز بايد باشد كه به همه زمين اشراف داشته باشه كه بتونه به راحتي همه زمين را آبياري كند پس مهمترين گام براي كشت برنج ، داشتن يك كيله آماده و پر آب است. يك كيله ميتونه قابليت آبياري هكتارها زمين را داشته باشد.كشاورزان برنجكار براي اطمينان خاطر خود ، از يك ميراب توانمند و مجرب نيز استفاده ميكنند. ميراب موظف است هميشه به كيله سركشي كند تا ازخرابي آن جلوگيري كند و از هرز روي آب نيز مراقبت لازم را بعمل آورد. فصل برداشت برنج نيز كشاورزان مزد ميراب را به ميزان مشخصي شالي ميدهند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 23:32  توسط حمیدرضا  | 

اقوام و طوائف لفور

آلاشتی ،درزی،قراقونی،کجوری،اسبو،لفورکی،پاشا،گالش،آهنگر،میرار،

نریمانی،دادو،دود،محرابی،عالمی،مخری،سادات،از آقوام وطوائف

 اصیل وبزرگ لفور هستند 

برگرفته ازسایت(http://lafour-confrance.blogfa.com/)

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 22:54  توسط حمیدرضا  | 

تصویری بدیع از لفور(دارزنون)

+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 13:40  توسط حمیدرضا  | 

به بهانه روز معلم مطلب از دوست عزیزم با عنوان از دیار دوست

روز معلم بر همه فرهنگيان و معلمان با فرهنگمان مبارك باد
با چند سال تاخير به مدرسه رفته بودم. درست يادم هست كه دهم مهرماه بود كه به اتفاق عموي مرحومم به سمت مدرسه حركت كرديم . مدير وقت مدرسه ابتدايي بورخاني حاج آقا بهروزيان بود. اگر ايشان نبود امكان داشت بنده را روزانه نام نويسي نكنند. با توجه به آشنايي ايشان به وضع بنده و همه مردم آن‌ديار ، اين لطف را در حق بنده كردند و دستور فرمودند كه نام بنده را روزانه بنويسند. قد و قباره بنده نسبت به بقيه همكلاسي‌هايم بزرگتر بوده و روزها و ماههاي اول با خجالت و كمرويي به مدرسه ميرفتم و از طرف بعضيها هم زخم زبونهايي ميشنيدم. به هرحال درس را با ذوق و اشتياق فراوان شروع كردم. به لطف و بركت قرآن كريم ( چون قبل از اينكه به مدرسه بروم در مكتبخانه آن زمان خواندن قرآن را ياد گرفتم.) از هوش و حافظه نسبتاًخوبي بهره‌مند بودم . يادم هست ديكته اول و دومم را 17 شدم و غلط هاي من در ديكته دوبار نوشتن سه كلمه بود چون گوينده ديكته آقاي ثاراالهه درزي بود و وقتي يك كلمه را سه بار تكرار ميكرد منهم عين آن سه بار را مي‌نوشتم.تا اينكه در ديكته سوم با راهنمايي يكي از همكلاسي‌هام ( فكر ميكنم جناب آقاي قنيرعلي درزي بوده)كه گفته بود يك كلمه را سه بار ننويس، من تازه فهميدم كه اشكال من كجاست. از آن به بعد ديگه براي هميشه ديكته‌ام 20 شد. مدتي از سال تحصيلي گذشت بود كه آقاي امين رزمجو به عنوان معلم كلاس اول به مدرسه ما آمده بودند. در سه مقطع تحصيلي(ابتدايي، راهنمايي‌ و دبيرستان ) بنده توفيق داشتم كه از محضرشان استفاده ببرم.در سال چهارم دبيرستان آقاي رزمجو دبير ادبيات مابودند. به نظر ميرسد كه اين يه اتفاق نادر باشد كه معلم سال اول ابتدايي يه دانش آموز دبير سال چهارم دبيرستانش هم شود. بله اين يك واقعيت هست. به بهانه روز 12 ارديبهشت ماه روز معلم ، اين خاطره را ياد آوري كردم.

با تشکر فراوان از نویسنده مطلب (مدیر سایت)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 17:18  توسط حمیدرضا  | 

ییلاق

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 16:17  توسط حمیدرضا  | 

مطلب از دوست عزیزم آقای کجوری نفت چالی

سپيدارآرزو
سرم درد مي كند ، اين درد را درمان نمي باشد
چرا آن سو فتن ها رخ داد زخمش فراوان است
سوار موكب عشقم ، خدايا رفته است معشوق
سپيدار بلند آرزو اينك سه پي دار شد
و اين زود بود كه من همچون در خت آرزوها بيخ بن خشكم
را خشكم؟؟!!
مگر باران و ابر ،؛ آن سايه سار از مرحمت دور ماند?
مگر دوستان خوش طينت كه باهم در كنار بركه اي بوديم رفتند ؟؟؟؟
بياييد در طلب دست برادر گير ،كه امروز روز ديدار است
چه ديداري كه حق را هم به ناحق در تلاقي محرم و نامحرمان بردند ؟؟؟؟
ومن در يك نگاه ، از عشق آنچه در كنارش بال بگشودم ،ْ مثال مرغ بسمل مي شوم پرپر
الاي اي همدم ديرين من بر خيز ، الاي اي دوست ياس و ياسمن بر خيز
كه من سخت در تب وتابم ، به ناحق در پي حقم ولي در قعر گردابم
مرا از خود مرانيد، كه اينك سخت دلگيرم ، نفس محبوس ،قلب رنجور ،
پاها سست ، دستها سر درر گريبان است ،
مرا با خود بريد آنجا كه دشت سبز كنارش بلبل مستان برايم در ميان لاله و آزاليا خواند

واين تنهايي ام سخت است
خدايا درد من در مان تو نود
و حكمت در تو باشد قدرت فر و شكوهي تو
مرا از آنچه مي خواهي تر حم كن، نه آنچه من مي خواهم ،
اگر بر خواسته ام خواهي دهي من سخت بي خودم ........
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 12:8  توسط حمیدرضا  | 

نمائی از یک خانه روستائی لفور

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 12:1  توسط حمیدرضا  | 

لفور نیوز

آخرین اخبار لفور را از لفور نیوز پیگیری فرمائید:

http://lafornews.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 18:53  توسط حمیدرضا  | 

دسمره

دسمره ها یا همان دختران خانه ،یار و یاور مادران (  ویا پدرانی که همسرانشان را ازدست دادند) در واقع همان سنگ صبور مادر یا پدر هستند و شاید به جرات بتوان گفت تکیه گاه هم مادر و هم پدر در خانه هستند طوری که بعضی اوقات نگاه ها به هنر نمائی این دسمره هاست بعضی اوقات کفه ترازو به سمت دسمره ها انقدر سنگینی می کند وقتی خواستگاری برایشان می اید خانواده ها  به سختی می توانند راجع به ازدواجشان تصمیم بگیرند چون احساس یاس و تنهائی می کنند(البته بعضی از خانواده ها این امر را عیان می کنند) آنهائی که در خانواده هایشان دسمره ترند زودتر ازدواج می کنند بعبارتی بیشتر طالب دارند بهرحال دسمره های دیروز مادران امروزند که خود شاید در منزل دسمره داشته باشند اما با تفاوت هائی که ماحصل زندگی شهری هست با دلمشغولی های کاذب امروزی ،امیدواریم دختران امروز دسمره های خوبی برای پدران و مادرانشان باشند. 

وبقول دنیا(کیجا بابلی) :

این هم از عواقب زندگی مدرن هست
دسمره های دیروزی حالا وقتشونو صرف درس و تحصیل می کنند وپسرانی که دیروز بازوی پدر بودند امروز اگر پاک بمانندو ازپس حل مشکل خود بر بیایند شاهکار کرده اند.
کاش امکانات امروزی برای مادران دیروزی نیز وجود داشت....
(( بوسه بر دستان پینه بسته مادر بزرگ))

بقول دوست عزیز نفت چالی:

 دسمره‌گي با در س و تحصيل منافات ندارد تازه وقتي دختر درس ميخواند بايد بيشتر دلش براي كمك كردن به مادرش به تپد ، گرچه ممكن است وقت كمتري داشته باشد اما نميدانم شايد اين نظر بدبينانه باشد ، آيا واقعاً در زندگي مدرن امروزي روحيات سن و سال دسمر‌ه‌ها از نظر تعامل و همكاري حتي با مادر خودش قابل قياس با دسمره‌هاي زندگي سنتي و غير مدرن هست؟ ميشود گفت كه دل‌مشغوليهاي كاذب در درون زندگي مدرن باعث شده‌ روحيه دسمره‌گي از وجود دخترخانمها كمرنگ شود و الا درس و تحصيل خود وظيفه شناسي را تقويت ميكند نه ضعيف: ( وبالوالدين احسانا)

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 8:43  توسط حمیدرضا  | 

کجایند آن مردان و زنان بی ادعا؟

 

کجایند آن مردان و زنان بی ادعا؟

اینروزها دیگر لفور آن شور دو دهه قبل را ندارد می خواهم کمی برگردم به عقب یادی از آ ن زمان بکنم و نقبی به گذشته بزنم دو دهه قبل در چنین روزهائی از سال مردان و زنان لفوری چقدر پر جنب و جوش و پر حرکت و پر تلاش بودند همه به نوعی درگیر وبدنبال کایرو کمکی هستند ،فلانی وقتش پر شده و به کسی قول داده بریم سراغ فلان فامیل ،همه در تب تابند ،در تاب کاشت برنج،پرورش کرم ابریشم و تدارک کوچ به ییلاق (مخصوصا دامداران) ،بار اصلی و مرکز ثقل هماهنگی ها یا بعبارتی مدیریت داخلی با خانم خونه هست که علاوه بر هماهنگی این امور باید آشپزی ،شستشو ،روفت وروب،هم رسیدگی به مرغ و خروس وجوجه ،تهیه هیزم ،پخت نان و....ودهها کار کوچک بزرگ دیگر رابکند(البته ناگفته نماند خانواده هائی که دختر داشتند (دسمره) دختران کمک حال بزرگی برای مادران بودند) صبح از اذان صبح بعد ادای نماز و صرف صبحانه مختصر کار همه شروع تا مغرب بعد از اذان حتی ساعاتی بعد از صرف شام ادامه دارد چون آخرین وعده غذائی کرم ابریشم باید داده شود اینجا دیگر بیکاری مفهومی ندارد بیکاری شرمنده مردمان این سرزمین است

اما کجاست آن شور وشعف و مستی کار ،کجایند آن مردان و زنان بی ادعا،چه غریب شدند آن عادات پسندیده ،چه غریب شدند رفته گان این دیار وچه غریب ماندند از قافله جاماندگان ،خدایا تو خودت کمکی کن تا آن خاطرات شیرین به کام بازماندگان این کاروان تلخ نگردد. آمین یا رب العالمین   

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 23:51  توسط حمیدرضا  | 

سدالبرزلفور (نمای داخل سد هنوز آبگیری نشده)

 

با کشف جام ها و سفال هاي گورستان 3000 ساله خرند و گنداب در محوطه باستاني لفور در پشت سد البرز؛ يكي ديگر از قشلاق هاي اقوام خرند و گنداب شناسايي و حوزه فرهنگي آنها تا سوادكوه آشكار شد. اين در حالي است كه با آبگيري سد البرز  اين محوطه به زير آب می رود.
گورستان هاي تاريخي گنداب و خرند جز منحصر به فردترين گورستان هاي تاريخي كشور هستند. اين دو گورستان با فاصله 3 كيلومتر از يكديگر در 51 كيلومتري سمنان قرار گرفته اند. يافته هاي باستان شناسي از اين گورستان ها نشان می دهد اقوام ساكن در اين محوطه با حوزه جنوبي درياي خزر در ارتباط بودند.در این بررسی ها بخشي از شهر ساري و مناطق اطراف آن به عنوان قشلاق اين اقوام شناسايي شد. كاوش هاي باستان شناسي در محوطه پشت سد البرز به منظور شناسايي محوطه هاي باستاني پشت سد منجر به شناسايي يكي ديگر از قشلاق هاي اقوام خرند در استان مازندران شد.
«عبدالمطلب شريفي» باستان شناس اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري استان سمنان و سرپرست هيات كاوش هاي باستان شناسي در گنداب و خرند، در اين باره به ميراث خبر گفت: «كاوش هاي باستان شناسي به منظور شناسايي محوطه هاي پشت سد البرز منجر به شناسايي و كشف يك گورستان عصر آهن سه ( 800 تا 550 پیش از میلاد) شد. در برخي گمانه زني ها از اين گورستان تاريخي جام هاي پايه داري پيدا شد كه شباهت زيادي به جام هاي پايه دار گورستان خرند دارد.»
سرپرست هیات کاوش های باستان شناسی در گنداب و خرند گفت: « جام هاي پايه دار و معماري قبور اين گورستان درست مشابه گورهاي باز شده در خرند است. بر اساس این شواهد مشخص شده اقوام خرند مدتي را در منطقه سوادكوه زيسته اند.»
به گفته شريفي، كشف جام هاي پايه دار در گورستان لفور نشان مي دهد اقوام خرند كه مردماني كوچ نشين بوده اند براي قشلاق از منطقه سوادكوه و محوطه لفور استفاده مي كردند و با سرد شدن هوا به دشت سمنان و ارتفاعات خرند باز مي گشتند.
پيش از اين نيز در بخش هايي از ساري جام هاي پايه داري از حفاران غيرمجاز گرفته شده بود كه شباهت اين جام ها با اشيا به دست آمده در خرند حكايت از ارتباط فرهنگي اين اقوام با حوزه جنوبي درياي خزر دارد.
«عبدالمطلب شريفي» با اشاره به اين ارتباط فرهنگي افزود: «در دوران عصر آهن دو و سه (حدود 3000 تا 2500 سال پيش) اقوامي مي زيستند كه داراي مشخصات فرهنگي خاص و مشتركي بودند. از آنجايي كه اين اقوام كوچ رو و عشاير بودند اقدام به قشلاق و ييلاق مي كردند كه مناطقي چون ساري، بهشهر و سوادكوه را به عنوان قشلاق و دشت سمنان و گرگان را به عنوان ييلاق بر مي گزيدند. مشتركات نوع تدفين هاي كشف شده به همراه شباهت در معماري قبور به ما نشان مي دهد كه گورستان كشف شده در اين مناطق متعلق به يك قوم است.»
با آغاز آبگيري سد البرز گورستان شناسايي شده از عصر آهن در محوطه باستاني لفور به همراه چندين محوطه تاريخي ديگر متعلق به ساساني ها و دوران اسلامي به زير آب مي رود. در حال حاضر ادامه فعاليت هاي شناسايي در اين منطقه به علت عدم پرداخت هزينه هاي كاوش از سوي آب منطقه اي استان مازندران متوقف مانده است. سد البرز، سدي خاكي است كه از سال آينده آبگيري آن آغاز مي شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 14:35  توسط حمیدرضا  | 

فصل تیم وتیمجار

اگر نبود احداث سد لفور ،الان اکثر مردم لفور خصوصا روستا های حوالی سد البرز مشغول آماده سازی زمینهای خودشان بودن و به اصطلاح کشاورزان ورز وکلو می کردند و محوطه ای بنام تیمجار آماده بذر پاشی بود هرگز فراموش نمی کنم عصر های این ایام را که اکثر کشاورزان با لباس کار گلی اززمینهای خودشان یا اگر کایر(کایر به افرادی که بصورت کمکی در قبال کمک کاری یا روزمزد گفته می شود) کسی بودند خسته ولی پر امید در حال برگشت به منازلشان بودند هرگز آن هیاهوی کشاورزان بااخلاص ،سرزمینهای کشاورزی از ذهنم پاک نمی شودتاچشم کارمیکرد سرزمینهای ناش وبندپشت مملو بود از زن و مرد کشاورز که دوشادوش هم با صفا و صمیمیت بدنبال قوت لایموت  حلالی بودند که از سفره هایشان فرزندان پاک و سالمی متنعم شوند خدایا تو خود شاهدی این مردان و زنان پاک و با اخلاص چگونه از خود می گذشتند تا در سختیهای زندگی آسایش خانواده شان را فراهم نمایند و هرگز احساس خستگی و ملال در این راه نمی کردند و همواره شبها را به امید روز دیگر سر می کردند. 

مرز کلو  تصویر از برنا نیوز 

+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 1:9  توسط حمیدرضا  | 

پنج قانون ساده شاد بودن

۱- قلبت را ازنفرت آزاد کن.

۲-ذهنت را ازنگرانی آزاد کن.

۳-ساده زندگی کن.

۴-بیشتر ببخش.

۵-کمتر انتظار داشته باش. 

+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 0:22  توسط حمیدرضا  | 

زیبائیهای لفور پایان ناپذیر است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 11:39  توسط حمیدرضا  | 

لفور و همه زیبائیها یش

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 15:17  توسط حمیدرضا  | 

ضرب المثل مازندرانی

وله چو راست نّبونه ترش شیر ماست نبونه

یعنی:چوب کج راست نمی شود ،شیرترش ماست نمی شود

مفهوم:تربیت نااهل راچون گردکان بر گنبداست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 17:54  توسط حمیدرضا  | 

بهار لفور

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 16:39  توسط حمیدرضا  | 

سخن روز

تسلط بر خود نه تنها یک فضیلت بزرگ است،بلکه به نظر می رسد همه فضائل از آن نشئت می گیرند.

                                                                                         آدام اسمیت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 16:16  توسط حمیدرضا  | 

سخن بزرگان

امام علی (ع):

ابزار ریاست گشادگی سینه است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 16:9  توسط حمیدرضا  |